توتیا شدن
مترادفها
صیقل خوردن، پاک شدن
متضادها
درخشیدن، تابان شدن
لغت نامه دهخدا
توتیا شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از بسیار سوده و باریک شدن. ( آنندراج ):
از بصیرت نیست مردم را نیاوردن به چشم
من که در اندک زمانی توتیا خواهم شدن.صائب ( از آنندراج ).از بی قراری دل دیوانه خوی من
زنجیر توتیا شد و، زندان بگرد رفت.صائب ( ایضاً ). || سرمه شدن. داروی شفابخش و نیرودهنده چشم شدن. موجب روشنی دیده شدن:
این همه زحمت که هست درد دو چشم من است
هیچ نکوعهد نیست کو شودم توتیا.خاقانی.بپرسیدش که چون افتاد رایت
که ما را توتیا شد خاک پایت.نظامی.رجوع به توتیا و دیگر ترکیبهای آن شود.
فرهنگ فارسی
کنایه از بسیار سوده و باریک شدن. یا سرمه شدن داروی شفا بخش و نیرو دهنده چشم شدن.
جمله سازی با توتیا شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 استخوان در پیکر من توتیا خواهد شدن خواب غفلت گر به این عنوان شود سنگین مرا
💡 سرمه آن روزی که از چشمت جدا خواهد شدن استخوانت نرم همچون توتیا خواهد شدن
💡 از بصیرت نیست مردم را نیاوردن به چشم من که در اندک زمانی توتیا خواهم شدن
💡 نیستم غفلت سواد نسخهٔ هستی چو شمع یکسر این اجزا به چشمم توتیا خواهد شدن
💡 استخوانهای ترا پیشتر از خاک شدن توتیا می کند این خواب گرانی که تراست