چشم شدن
لغت نامه دهخدا
چشم شدن. [ چ َ / چ ِش ُ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از ظاهر شدن و روشن گشتن ومنکشف گردیدن باشد. ( برهان ). کنایه از ظاهر و منکشف شدن. ( آنندراج ). ظاهر شدن و روشن گشتن و منکشف گردیدن. ( ناظم الاطباء ). کشف شدن. آشکار شدن:
گفت بر من چشم شد اسرار عشق
مینمایم هر زمان تکرار عشق.شیخ عطار ( ازآنندراج ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ظاهر شدن روشن گشتن منکشف گشتن.
جمله سازی با چشم شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کمبود این اسیدها در بدن باعث بروز ضایعات کلیوی و اختلال شدید در رشد میگردد و در زنهای باردار موجب سقط جنین میشود. همچنین کمبود این اسیدها باعث خشکی پوست، ریزش موها، کاهش مقاومت بدن در برابر امواج رادیویی، خشک شدن دهان و خشک شدن چشمها میگردد. کمبود این اسیدها ممکن است موجب بروز سرطان شود.
💡 در دنياى امروز كه نتيجه و اثر اختلافات طبقاتى وپايمال شدن ثروتها به خاطر به هم خوردنتعادل تقسيم ثروت به روشنى به چشم مى خورد درك معنى