لغت نامه دهخدا
چشم سپید شدن. [ چ َ / چ ِ س َ / س ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) مرادف چشم باختن. ( آنندراج ). || بی حیا و گستاخ شدن. پررو و بی شرم شدن. || کور شدن و چشم سفید شدن. ( از فرهنگ نظام ).
چشم سپید شدن. [ چ َ / چ ِ س َ / س ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) مرادف چشم باختن. ( آنندراج ). || بی حیا و گستاخ شدن. پررو و بی شرم شدن. || کور شدن و چشم سفید شدن. ( از فرهنگ نظام ).
مرادف چشم باختن ٠ یابی حیاو گستاخ شدن ٠ پر رو و بی شرم شدن ٠ یا کور شدن و چشم سفید شدن ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ترا خانهٔ بید و دیو سپید نمایم من این را که دادی نوید
💡 سیه چهره ام از گنه کن سپید اگر چند هرگز ندارم امید
💡 همچو بیگندم شده در آسیا جز سپیدی ریش و مو نبود عطا