لغت نامه دهخدا
توتیا کشیدن. [ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) سرمه کشیدن. توتیا در چشم کردن:
دیده نرگس چو شود تیره ابر
لؤلؤ شهوار کشد توتیاش.ناصرخسرو.
توتیا کشیدن. [ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) سرمه کشیدن. توتیا در چشم کردن:
دیده نرگس چو شود تیره ابر
لؤلؤ شهوار کشد توتیاش.ناصرخسرو.
سرمه کشیدن. توتیا در چشم کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سود کی باشد کشیدن در بصر خاک کر در همچو گرد توتیا