چشم کردن

لغت نامه دهخدا

چشم کردن. [ چ َ / چ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از چشم زخم رسانیدن باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). چشم زخم رسانیدن. ( ناظم الاطباء ). چشم زخم زدن. ( فرهنگ نظام ). کسی یا چیزی را با چشم آسیب رسانیدن:
که چشم کرد دل داغدار را صائب
که دود تلخی ازین لاله زار میخیزد.صائب ( از آنندراج ).او مایل شکار و من آشفته کز حسد
آهومباد چشم کند آن نگاه را.میرنجات ( از آنندراج ).رجوع به چشم و چشم کردگی وچشم کرده شود.
- بچشم کردن؛ کنایه است از در نظر گرفتن و منظور نظر قرار دادن:
بچشم کرده ام ابروی ماه سیمائی
خیال سبز خطش نقش بسته ام جائی.حافظ.- بچشم کردن کسی یا چیزی را؛ اشاره است به آسیب رسانیدن آن کس یا آن چیز را بوسیله چشم زخم و چشم بد:
تا ترا کبر تیزخشم نکرد
تاترا چشم تو بچشم نکرد.سنائی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) چشم زخم رسانیدن.
کنایه از چشم زخم رسانیدن باشد. چشم زخم رسانیدن. کسی یا چیزی را با چشم آسیب رسانیدن.

جمله سازی با چشم کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دلفین‌های رودخانه‌ای گنگ و ایندوس دارای پوزه‌ای دراز هستند که مشخصه‌ی دلفین‌های رودخانه‌ای است. دندان‌های فک بالایی و پایینی این دلفین حتا هنگامی که دهان بسته باشد تشخیص‌پذیرند. دندان دلفین‌های جوان باریک و انحنادار هستند و طولشان به ۲٫۵ سانتی‌متر می‌رسد، اما با افزایش سن دندان‌ها شکل گرد و استخوانی پیدا می‌کنند. این دلفین عدسی چشم ندارد و به نظر نابینا می‌آید، اگرچه می‌تواند تراکم نور و جهت آن را تشخیص دهد. حرکت و پیدا کردن طعمه توسط پژواک‌یابی انجام می‌شود.

تلوار یعنی چه؟
تلوار یعنی چه؟
برآمد یعنی چه؟
برآمد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز