لغت نامه دهخدا
چشم چرانی کردن. [ چ َ / چ ِ چ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) نظربازی کردن. بتماشای خوبرویان در مجالس و معابر مشغول شدن. چشم چراندن.
چشم چرانی کردن. [ چ َ / چ ِ چ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) نظربازی کردن. بتماشای خوبرویان در مجالس و معابر مشغول شدن. چشم چراندن.
( مصدر ) نظر بازی کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در این مقاله، مالوی خواستار تخریب ساختار فیلم مدرن به عنوان تنها راه آزادسازی زنان از چنگ ابزار شدن جنسی میشود. او خواستاز حذف چشم چرانی از فیلمها به وسله فاصله گذاری بین شخصبت زن و بیننده مرد میشود. مالوی تنها راه چاره برای اینکار را در حذف مؤلفههای چشم چرانی میداند.