لغت نامه دهخدا
بهمنا. [ ب َ م َ ] ( اِ ) نام دوایی است. || نام دیوی نیز هست. ( آنندراج ). || بهمن سرخ و بهمن سفید. ( ناظم الاطباء ). رجوع به بهمنان شود.
بهمنا. [ ب َ م َ ] ( اِ ) نام دوایی است. || نام دیوی نیز هست. ( آنندراج ). || بهمن سرخ و بهمن سفید. ( ناظم الاطباء ). رجوع به بهمنان شود.
نام دوایی است. یا نام دیوی نیز هست.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بنفشه آمد بباغ دو رفته از بهمنا چون یک عالم پری از پس اهریمنا
💡 بند زر از خسروی خرگه بمیخ آهنا همچو اژدرها که بر پیچد بگرد بهمنا