ذوطاق واحد یک ترکیب عربی است که در متون لغوی و قدیمی برای توصیف نوعی پارچه یا لباس به کار میرود و به معنای «یکلایه» یا «یکتکه» بودن آن است. در این ترکیب، واژه «ذو» به معنای دارنده و صاحب است و واژه «طاق» به معنای لایه یا بخش به کار میرود، بنابراین مجموع آن به معنای لباسی است که دارای یک لایه یا یک ساختار واحد در بافت خود میباشد. در لغتنامههای قدیمی مانند دهخدا، این اصطلاح برای توضیح نوعی جامه یا پارچه آمده است که بافت آن تنها از یک لایه نخ یا یک ساختار ساده تشکیل شده و چندلایه یا مرکب نیست. این ویژگی نشاندهنده سادگی و نوع خاصی از بافت در منسوجات قدیمی است که در مقابل پارچههای چندلایه یا پیچیده قرار میگیرد. در برخی متون کهن، این واژه در کنار اصطلاحاتی مانند «ثوب ذوطاق واحد» یا انواع خاصی از لباسها مانند قرطق ذکر شده است که به نوع دوخت یا بافت ساده آن اشاره دارد. مفهوم کلی آن در فرهنگ لغت، بیانگر یکنواختی و یکپارچگی در ساختار پارچه یا لباس است. این اصطلاح در زبان عربی کلاسیک بیشتر کاربرد توصیفی داشته و برای بیان ویژگیهای فنی منسوجات استفاده میشده است. در برخی کاربردهای زبانی، واژه «طاق» به معنای جهت یا بخش نیز توسعه معنایی یافته، اما در این ترکیب معنای اصلی آن همان لایه و ساختار است. امروزه این واژه بیشتر در متون لغوی و تاریخی دیده میشود و کاربرد روزمره ندارد. به طور کلی، ذوطاق واحد به معنای پارچه یا لباسی است که از یک لایه یا یک ساختار واحد و ساده تشکیل شده و نشاندهنده سادگی در بافت و تولید منسوجات است.
ذوطاق واحد
لغت نامه دهخدا
ذوطاق واحد. [ قِن ْ ح ِ ] ( ع ص مرکب ) سحیل: ثوب ذوطاق واحد؛ ماکان غزله طاقاً واحدا.
فرهنگ فارسی
سحیل.