واژه «تازهرخساره» یک ترکیب ادبی و توصیفی در زبان فارسی است که از دو بخش «تازه» و «رخساره» ساخته شده و به کسی گفته میشود که چهرهای شاداب، زیبا، باطراوت و گشاده دارد. «رخساره» به معنای چهره و صورت است و «تازه» در این ترکیب مفهوم طراوت، شادابی، جوانی و سرزندگی را میرساند. بنابراین، «تازهرخساره» به فردی اشاره دارد که صورت او نشانه نشاط، شادمانی، جوانی و زیبایی باشد و در نگاه دیگران دلنشین و خوشایند جلوه کند. این واژه در ادبیات فارسی بیشتر برای توصیف شاهان، جوانان زیبارو یا شخصیتهای محبوب و دوستداشتنی به کار رفته است. در برخی متون، «تازهرخساره» تنها به زیبایی ظاهری محدود نمیشود، بلکه میتواند نشاندهنده خوشرویی، مهربانی و گشادهرویی فرد نیز باشد. برای نمونه، در شعر فردوسی این ترکیب برای توصیف شهریاری با چهرهای باطراوت و خوشسیما استفاده شده است. در زبان ادبی، چنین ترکیبهایی معمولاً برای آراستن سخن و ایجاد تصویر زیبا در ذهن خواننده به کار میروند. واژه «تازهرخساره» حالتی شاعرانه دارد و در گفتار روزمره کمتر استفاده میشود، اما در شعر و نثر کهن فارسی بسیار دیده میشود. این ترکیب علاوه بر زیبایی ظاهری، نوعی روشنی، شادابی و دلانگیزی چهره را نیز در ذهن تداعی میکند. بنابراین، این عبارت به معنای فردی با چهرهای شاداب، زیبا، گشاده و سرزنده است که ظاهر او طراوت و نشاط را نشان میدهد.
تازه رخساره
لغت نامه دهخدا
تازه رخساره. [ زَ / زِ رُ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) رخساره تازه. روی خوش و گشاده:
نگه کرد گرسیوز نامدار
بدان تازه رخساره شهریار.فردوسی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) تازه رخ
جمله سازی با تازه رخساره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تازه رخساره تر از لاله نباشد در باغ گل رخسار وی از لاله بسی تازه تر است