شیخنا

لغت نامه دهخدا

شیخنا. [ ش َ خ ُ ] ( ع اِ مرکب ) ( از: شیخ + نا، ضمیر عربی ) مخاطبه ای احترام آمیز خواجگان و اعیان را و در اهمیت فروتر از شیخی: به خواجه احمد عبدالصمد نامه رفت مخاطبه شیخنا بود شیخی و معتمدی کردند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 360 ).

فرهنگ فارسی

مرکب از شیخ و ضمیر نا عربی مخاطبه ای احترام آمیز خواجگان و اعیان را و در اهمیت فرو تر از شیخی: به خواجه احمد عبدالصمد نامه رفت مخاطبه شیخنا بود شیخی و معتمدی کردند.

جمله سازی با شیخنا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شیخنا بهر عوام ساخته دانه و دام دانه‌اش‌ سبحهٔ خام دام تحت‌الحنکو

💡 شیخنا خیزو برون آی ز خود گامی چند جستجوئی کن و ازهم بگسل دامی چند

💡 شیخنا تا کی گران‌تر می‌کنی عمامه را تا کنی هنگام دعوت گرم‌تر هنگامه را

💡 روزها بیگانه، شبها آشنائی، آفرین شیخنا بر تو که رندیها برندان میکنی

💡 شیخنا ما را بتکفیر ارکنی تهدید و بیم ره نیابی زانکه کفر و دین بیکره داده ایم

💡 شیخنا افتان و خیزان بر در میخانه بود نیمه ای هشیار و یک نیم دگر مستانه بود

عفیف یعنی چه؟
عفیف یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز