فج و فاج

لغت نامه دهخدا

فج و فاج. [ ف َ ج ُ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) فجفجه. از اتباع. ( یادداشت بخط مؤلف ). پچ پچ:
منم آن شاعری که قول من است
حسب بی قال و قیل و بی فج و فاج.سوزنی.

فرهنگ فارسی

فجفجفه. از اتباع

جمله سازی با فج و فاج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به‌طور کلی منابع آب تأمین‌کننده آب‌های ناحیه اسفراین بارندگی است و به ویژه از ذوب برف دامنه‌های جنوبی ارتفاعات آلاداغ و شاه جهان ناشی می‌شود. با توجه به ویژگی بارش‌ها، آب‌های جاری غالباً به صورت سیلاب‌های فصلی و اتفاقی ظاهر می‌شوند. شبکه‌های دایمی به قسمت‌های شمالی دشت محدود می‌شود و فقط رودخانه‌های بیدواز و روئین دارای جریان همیشگی هستند. ذوب برف در ارتفاعات شمالی و نفوذ تدریجی آندر خلل و فج و شکستگی‌های تشکیلات زمین‌شناسی سفره آب‌های زیر زمینی را تغذیه می‌کند.

گوسفند یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
ترد کردن یعنی چه؟
ترد کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز