جفا جوئی

لغت نامه دهخدا

جفاجوئی. [ ج َ] ( حامص مرکب ) عمل جفاجو. جفاجو بودن. کار جفاجو. ستمگری. بیداد. ظلم. رجوع بجفا و ستمگری و ظلم شود.

فرهنگ فارسی

عمل جفا جو جفا جو بودن کار جفاجو ستمگری بیداد ظلم.

جمله سازی با جفا جوئی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در حسن و جمال تو سخن می نمیتوان گفت الا که جفا جوئی و پیمان گسلی تو

چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز