واژه «بیموسم» در زبان فارسی به معنای خارج از فصل، نابهنگام، بیموقع یا در زمانی غیر از وقت مناسب به کار میرود و برای توصیف حالتی استفاده میشود که یک پدیده یا عمل در زمان طبیعی و درست خود رخ نداده باشد. این واژه از ترکیب «بی» به معنای بدون و «موسم» به معنای فصل یا زمان مناسب تشکیل شده است و در نتیجه مفهوم کلی آن «بیزمانی مناسب» یا «نابهنگامی» را منتقل میکند. در لغتنامههای فارسی مانند دهخدا نیز «بیموسم» به عنوان معادل «بیهنگام» و «غیرفصل» معرفی شده است. این واژه بیشتر در متون ادبی و شعر فارسی دیده میشود و برای بیان ظرافتهای معنایی و تصویری به کار میرود. برای مثال، وقتی گفته میشود «باران بیموسم»، منظور بارانی است که در فصل معمول خود نباریده و در زمانی غیرمنتظره و غیرطبیعی رخ داده است. در ادبیات کلاسیک، شاعران از این واژه برای خلق تصویرهای هنری و بیان احساسات عمیق استفاده کردهاند، مانند تشبیه اشک یا باران به پدیدهای که در زمان غیرمنتظره ظاهر میشود. این واژه علاوه بر معنای زمانی، گاهی بار احساسی نیز دارد و میتواند نشاندهنده ناهماهنگی، شگفتی یا حتی اندوه باشد. در گفتار روزمره کمتر از «بیموسم» استفاده میشود و بیشتر واژههایی مانند «بیموقع» یا «نابههنگام» رایج هستند، اما در متون ادبی همچنان جایگاه خود را حفظ کرده است. بنابراین، «بیموسم» به معنای انجام شدن یا رخ دادن چیزی در زمانی خارج از فصل و وقت مناسب است و برای بیان ناهماهنگی زمانی و نابهنگامی در زبان فارسی به کار میرود.
بی موسم
لغت نامه دهخدا
بی موسم. [ م َ / مُو س ِ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + موسم عربی ) خارج از فصل و بی هنگام و بی موقع. غیرفصل. ( ناظم الاطباء ). رجوع به موسم شود.
جمله سازی با بی موسم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دلش بحری که گوهر بر سر آرد کفش ابری که بی موسم ببارد