لغت نامه دهخدا
سست کوشی.[ س ُ ] ( حامص مرکب ) کاهلی. تنبلی کردن:
آهن شه چو سخت جوشی کرد
لشکر ترک سست کوشی کرد.نظامی.
سست کوشی.[ س ُ ] ( حامص مرکب ) کاهلی. تنبلی کردن:
آهن شه چو سخت جوشی کرد
لشکر ترک سست کوشی کرد.نظامی.
کاهلی. تنبلی کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عاقبت سست گردد اندر هجر هرکه با عشق سخت کوشی کرد