تنبلی کردن

لغت نامه دهخدا

تنبلی کردن. [ تَم ْ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کاهلی کردن. سستی کردن. تنبلی نمودن. تن پروری کردن. رجوع به تنبل شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- کاهلی کردن. ۲ - اهمال کردن مسامحه کردن.

جمله سازی با تنبلی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در فرهنگ و سنت ایرانی کرسی چیزی بسیار فراتر از یک دستگاه گرم‌کننده است و به عنوان یکی از لوازم فرهنگ سنتی جایگاهی خاطره‌انگیز و نوستالژیک دارد، به این سبب که حرارت دلچسب، بی‌نظیر و تنبلی آورش اعضاء خانواده را گرد هم می‌آورد، که آن‌ها با خوردن خوراکیهای زمستانی و شنیدن حکایات پدر بزرگ و مادربزرگ زمستان را سپری می‌کردند. در جشن‌های سنتی ایرانیان همچون شب یلدا و نوروز کرسی نقشی برجسته در جمع کردن اعضای خانواده به دور یکدیگر داشته‌است.

💡 نه‌ها با مورد پسند، قابل اعتماد و با ثبات هستند. آن‌ها معمولاً خلاق، خوش بین و حمایت‌کننده هستند اما مایل به همراهی دیگران برای حفظ صلح و آرامش خود هستند. آن‌ها مایل هستند تا همه چیز به آرامی و بدون درگیری پیش رود اما آن‌ها تمایل به خوش گذرانی، ساده کردن مشکلات، و کاهش هر آنچه که باعث ناراحتی آن‌ها می‌شود، هستند. آن‌ها معمولاً با سکون و تنبلی، و معاندت مشکل دارند. این افراد در بهترین حالت سرکش، فراگیر بوده و می‌توانند مردم را گرد هم جمع کرده درگیریها را برطرف کنند.

خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز