سخت جوشی

لغت نامه دهخدا

سخت جوشی. [ س َ ] ( حامص مرکب ) برندگی:
آهنی شد چو سخت جوشی کرد
لشکر ترک سست کوشی کرد.نظامی ( هفت پیکر چ وحید ص 126 ).

فرهنگ فارسی

برندگی

جمله سازی با سخت جوشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آهن شه چو سخت جوشی کرد لشگر ترک سست کوشی کرد

ایلی یعنی چه؟
ایلی یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز