لغت نامه دهخدا
به خواه. [ ب ِه ْ خوا / خا ] ( نف مرکب ) نیکخواه. خواهنده نیکی و بهی. آنکه نیکی کسان خواهد.
به خواه. [ ب ِه ْ خوا / خا ] ( نف مرکب ) نیکخواه. خواهنده نیکی و بهی. آنکه نیکی کسان خواهد.
نیکخواه خواهند. نیکی و بهی آنکه نیکی کسان خواهد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بگشا زبان و جایزه مدح خود به خواه گو ثبت در کتاب طمع باش نام تو
💡 گر ایدون که خواهی که بینی به خواه اگر خود کنی بیش و کم را نگاه
💡 گوئی دعائی آنچه به جوئی بدان رسی گوئی قضائی آنچه به خواهی برانیا
💡 روزی برای تجربه از من به خواه، جان تا بنگری محبت من، تا چه حد بود
💡 آن چه به خواهی طلب نما که خداوند هیچ دعا را درین مکان نکند رد