دلبازی

لغت نامه دهخدا

دلبازی. [ دِ ] ( حامص مرکب ) دل بازی. حالت و چگونگی دل باخته. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). دل باختگی:
نخست با تو به دلبازی اندرآمده ام
چو دل نماند تن دردهم به جانبازی.سوزنی.رجوع به دلباز و دل باختگی شود. || تهور و گستاخی. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

دل بازی. حالت و چگونگی دل باخته.

جمله سازی با دلبازی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 امینه دلبازی در صحنه‌های اصلی تعدادی از نمایش‌هایی مانند «دده قورقود»، «مراسم عروسی آذربایجانی»، «گل‌های یک باغچه» که در صحنه تالار دولتی فیلارمونیک آذربایجان به نمایش گذاشته شده بودند، اجرای رقصندگی کرد. رقص‌های «عنابی»، «تره‌کمه»، «واغزالی»، «توراجی» و «ناز ائلمه» (به فارسی: ناز نکن) در اجرای او از آوازه بسزایی برخوردار است.

💡 امینه دلبازی فعالیت‌های هنری حرفه ای خود را در سال ۱۹۳۵ آغاز نمود. در سال ۱۹۳۵ اولین بار روی صحنه رفته و رقص آهنگ «دشت‌های کلخوز» ساخت عزیر حاجی‌بیگف را اجرا کرد. از سال ۱۹۳۹ شروع به اجرای رقص‌های سنتی نمود. خانم امینه بین سالهای ۱۹۳۶ الی ۱۹۶۹، به عنوان رقاص در گروه موسیقی رقص تالار دولتی فیلارمونیک آذربایجان فعالیت داشته و در سالهای مختلفی ریاست گروه رقاصان را عهده‌دار شده بود.

💡 امینه دلبازی ۲۶ دسامبر سال ۱۹۱۹ در شهر قازاخ جمهوری خلق آذربایجان تولد یافت. او همسر جودت حاجی‌اف، آهنگ‌ساز آذربایجانی و دارنده نام افتخار هنرمند مردم جمهوری شوروی سوسیالیستی آذربایجان، خواهر مروارید دلبازی، شاعر سرشناس آذربایجانی، و مادر اسماعیل حاجی‌اف، آهنگساز و رهبر ارکستر، بود.

نشانه یعنی چه؟
نشانه یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز