لغت نامه دهخدا
باختگی. [ ت َ / ت ِ ] ( حامص ) عمل باخته. رجوع به باخته شود.
باختگی. [ ت َ / ت ِ ] ( حامص ) عمل باخته. رجوع به باخته شود.
عمل باختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چارلز دیکنز در سال ۱۸۲۹ دلدادهٔ دختری به نام ماریا بیدنل شد. اما والدین ماریا او را از لحاظ اجتماعی در سطحی پایینتر از خود یافتند. این دل باختگی و برخوردی دیگر با او در میان سالی دیکنز، بعدها در عشق شخصیت معروف رمانش دیوید کاپرفیلد به دختری به نام دورا بازتاب یافت.op]oo[[