بروبوم

لغت نامه دهخدا

بر و بوم. [ ب َ رُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) ( از: بر، به رای مشدد به معنی زمین ناکاشته و آن لفظ عربی است + بوم، به معنی زمین کاشته یعنی زمین قابل زراعت و ناقابل که سستی پذیرد ) ( از آنندراج ). بوم و بر. وطن. سرزمین. بنگاه:
نکردم زمانی بر و بوم یاد
ترا خواستم نیز پیروز و شاد.فردوسی.ز بهر بر و بوم و فرزند خویش
همان از پی گنج و پیوند خویش.فردوسی.همان چون به یک شهر دو کدخدای
بر و بوم ایشان نماند بجای.فردوسی.بر و بوم آن یکسر آنرا بدی
سر سال نو خلعتی بستدی.فردوسی.یکی زنده از ما نماند بجای
نه شهر و بر و بوم ایران بپای.فردوسی.از این پس بر و بوم و مرز ترا
نیازارم از بهر ارز ترا.فردوسی.کند نفرین بر آن سال و مه شوم
که دوری دادش از زاد و بر و بوم.( ویس و رامین ).هر آنکس را که باشد راهبر بوم
نبیند جزکه ویرانی بر و بوم.ناصرخسرو.چون نبد بر تو مبارک بر و بوم پدرت
آب و آتش به بر وبوم پدر درگیرم.خاقانی.وآنگهی ترکتاز کرد بروم
درفکند آتشی در آن بر و بوم.نظامی.از آن ده نه تبه کردم برین شوم
که ویران شد ز بیدادش بر و بوم.نظامی.زمینی که دارد بر و بوم سست
اساسی برو بست نتوان درست.نظامی ( از آنندراج ).

فرهنگ عمید

سرزمین، بوم وبر: زمینی که دارد بروبوم سست / اساسی بر او بست نتوان درست (نظامی۵: ۷۶۲ ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) زمین سرزمین بوم و بر.

جمله سازی با بروبوم

💡 چو این داده باشد برو بگذرد سپاهش بروبوم او نسپرد

💡 کسی کاو بود شهریار جهان بروبوم خواهد همی از مهان

💡 رسید وقت که شمشیر آبدار کشی ز جوی عدل چو باغ ارم کنی بروبوم

💡 بروبوم دارد زدشمن نگاه جزین را نخواهد خردمند شاه

💡 از ایرانیان باز خواهند کین نماند بروبوم ایران زمین

💡 کرم خاکی به خاک این بروبوم اژدها سیرت و نهنگ رسوم

نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز