جزکه

لغت نامه دهخدا

جزکه. [ ج ُ ک ِ ] ( حرف اضافه مرکب ) سوای. غیر از. به استثنای.

جمله سازی با جزکه

💡 جزکه برخوان نکویی تود رروی زمین من ندیدم شکرستان که نمکدان باشد

💡 وان دوای روح‌پرورکش نباشد دسترس جزکه‌بیماری نژند

💡 دانه نکارند جز که از پی میوه حقه نسازند جزکه از پی‌گوهر

💡 کس لب لعل مرا نیارد بوسید جزکه ثناگوی شهریار توانا

اساتید یعنی چه؟
اساتید یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز