لغت نامه دهخدا
محتل. [ م ُ ت َل ل ] ( ع ص ) نعت فاعلی از احتلال. رجوع به محتلل و احتلال شود.
محتل. [ م ُ ت َل ل ] ( ع ص ) نعت فاعلی از احتلال. رجوع به محتلل و احتلال شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ب. قلب و قالَبْ هر دو غير انسانى باشد(307)؛ مانند آنچه به عنوان كيفر براى محتلان صيد نامشروعِ سَبْت پديد آمد كه اَوْباشِ(308) جوان، از نظر درون و بيرون بوزينه واقعى شدند و اوباش پير، از هر دو جهت خنزير شدند.(309)