قابل زراعت

لغت نامه دهخدا

قابل زراعت. [ ب ِ ل ِ زِ ع َ ] ( ص مرکب ) قابل کشت. کشتنی.

فرهنگ فارسی

قابل کشت کشتنی

جمله سازی با قابل زراعت

💡 منطقه بخارا یا شهر بخارا یکی از چندین سکونت‌گاه بزرگی بوده، که در دهانه رود زرافشان در سغد باستان پدید آمده‌اند. از آنجایی که هیچ گواهی از رسیدن این رود به جیحون در دوره تاریخی موجود نیست، این فرض منطقی خواهد بود که در هزاره اول پیش از میلاد، آبیاری با استفاده از آب رود، امکان پدید آمدن جمعیتی رو به رشد و گسترشش در مناطق قابل زراعت واحه را ایجاد کرده‌است. در زمان اسکندر هیچ گزارشی از وجود شهری در این نواحی موجود نیست و در باره تاریخ بخارا پیش از سده ۵ و سده ۴ نمی‌توان نظری داد، همان زمان تخمین زده شده برای قدیمی‌ترین سکه‌های یافت شده در بخارا که نوشته‌های بومی سغدی بخارایی با الفبای آرامی دارند.

💡 بنوأبجر منطقه‌ای است حاصلخیز ودارای آب و خاک قابل زراعت است. درپایه کوه‌های که دهستان را احاطه نموده‌است باغهای مرکبات ومزاره قهوه و قات وجود دارد. دهستان «بنوأبجر» در وسط دره ای قرار دارد. تما شای این روستا از بالای کوه منظره‌ای دل انگیز وشاعرانه دارد وجای بسیار زیبای است و از نقات گردشگری خاصی برخوردار است.

جستجو یعنی چه؟
جستجو یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز