غوره گز

لغت نامه دهخدا

غوره گز. [ رَ / رِ گ َ ] ( اِ مرکب ) قوره گز. نام درختی است که در نواحی مختلف به نامهای گز شاهی، گَزلی و کِرِه معروف است. رجوع به گز شاهی و درختان جنگلی ایران تألیف ثابتی ص 147 شود.

جمله سازی با غوره گز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وز صبر غوره می شد وزمی غم توطی شد چندای بلنداقبال از هجر درخروشی

💡 بهشتى از باغ معرفت ما (آل محمد عليهم السلام ) جز غوره نارسى نچشيده

💡 لاله ستانست از عکس تو هر شوره‌ای عکس لبت شهد ساخت تلخی هر غوره‌ای

💡 تا سبزه گردد شوره‌ها تا روضه گردد گورها انگور گردد غوره‌ها تا پخته گردد نان ما

💡 هر غوره ز خورشید شد انگور و شکر بست وان سنگ سیه نیز از او لعل ثمین شد

پهن یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز