لغت نامه دهخدا
شادی بار. ( نف مرکب ) نعت از شادی باریدن. شادی آور. مسرت انگیز:
به باغ رفتم تا خود چه حال پیش آید
که باد راحت پاش است و ابر شادی بار.عمادی ( از سندبادنامه، ص 136 ).
شادی بار. ( نف مرکب ) نعت از شادی باریدن. شادی آور. مسرت انگیز:
به باغ رفتم تا خود چه حال پیش آید
که باد راحت پاش است و ابر شادی بار.عمادی ( از سندبادنامه، ص 136 ).
نعت از شادی باریدن شادی آور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 محمد خاتمی، پیش از گزیده شدن به عنوان پنجمین رئیس جمهور ایران، سفری به لبنان داشت که در مقر جنبش فرهنگی در «انطلیاس»، اولین بار نظریه گفتگوی تمدنهای خود را مطرح کرد. سپس در سفر دومش، و بهعنوان رئیسجمهور ایران، در ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۲ به لبنان رفت. پیشواز همگانی از او، «گسترده و با هلهله و شادی همگانی» همراه بود. او به زبان عربی در ورزشگاه بیروت سخن راند.
💡 در هشتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری (۱۳۸۰) عدهای از جوانان بازیگر سینما که برای اولین بار میتوانند رأی بدهند ستاد انتخاباتی رأی اولیها را در حمایت از سید محمد خاتمی تشکیل میدهند. این بخش از لحظات اول راه اندازی ستاد شروع میشود و تا زمان انتخابات ادامه مییابد. در پایان اعضای ستاد با شادی و خندهٔ دسته جمعی دور میشوند.
💡 شاد باش ای ملک بار خدایان که گرفت دولت و همت و شادی و شهی بر تو قرار
💡 گر کند شادی شب تاری پدید آرد ز روز ور کند رادی ز گل باری پدید آرد دگر
💡 بیش از شصت سال است که در ایران، شوخی سیزده نوروز از سوی چند روزنامهنگار ایرانی رواج پیدا کردهاست. آغاز ماه آوریل که مصادف با روز دروغ اول آوریل است، یک روز پیش از سیزده نوروز میباشد و این همزمانی دستآویزی شد که در سیزده نوروز که ویژه جشن، شادی و نیایش برای باران و باروری زمین است، زیر نام شوخی سیزده با مردم و دیگر رسانهها شوخی کنند.
💡 جگر خون شد ز صیادی مرا باری در این وادی ز صیدم چون نبد شادی شدم من صید و وارستم