ریزه خط

لغت نامه دهخدا

ریزه خط. [ زَ / زِ خ َ ] ( اِ مرکب ) خط ریزه و باریک. مقابل خط جلی. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

خط ریزه و باریک. مقابل خط جلی.

جمله سازی با ریزه خط

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در روش دوم از مقایسه نواحی در برگیرنده همه ریزه کاری‌های ذکر شده و نیز علامت‌های مجزای دیگر و داده‌های حاصل از مقایسه مجموعه لبه‌ها در این نواحی، استفاده می‌شود.

💡 از باشگاه‌هایی که در آن بازی کرده‌است می‌توان به باشگاه ورزشی زمالک، و گنچلربیرلیغی اسپور، ترابوزان‌اسپور، باشگاه فوتبال کونیاسپور، چای‌کار ریزه‌اسپور، باشگاه ورزشی زمالک، و تیم ملی فوتبال مصر اشاره کرد.

💡 کام از جهانِ دون به هوس می‌توان گرفت این شهد ریزه را به مگس می‌توان گرفت

💡 یکی از سه‌تارهای نفیس ساختهٔ او در موزه موسیقی ایران نگه‌داری می‌شود. به نوشتهٔ روح‌الله خالقی در کتاب «سرگذشت موسیقی ایران»٬ علی‌محمد صفایی «در ریزه‌کاری٬ سرآمد همهٔ سه‌تارسازان بوده و سه‌تار را با قطعات متعدد کوچک به‌طرز زیبایی می‌ساخته است».

💡 به ریزه رندهٔ او هم چو جعد زنگی پیر به نوک تیشهٔ او هم چو زلف رومی شاب

💡 ریزه الماس با زخم آنچنان دشمن مباد کز فراقت خواب خوش بر دیده من دشمن است

هول یعنی چه؟
هول یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز