لغت نامه دهخدا
تأمین عبور و مرور. [ ت َءْ ن ِ ع ُ رُ م ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) منظم ساختن وسایل نقلیه و خط سیر آنها بمنظور جلوگیری از تصادف.
تأمین عبور و مرور. [ ت َءْ ن ِ ع ُ رُ م ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) منظم ساختن وسایل نقلیه و خط سیر آنها بمنظور جلوگیری از تصادف.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ریگان یکی از کانونهای بحران فرسایش بادی در شرق ایران است. کندی عبور و مرور در جاده ترانزیت ریگان - چابهار و راههای روستایی از نتایج بروز ریزگردها در این شهرستان است. خشکسالیهای اخیر در این شهرستان موجب از بین رفتن پوشش گیاهی و بروز پدیده ریزگردها در ریگان شدهاست.
💡 و در هفتم مرتبه که بر صفات حیوانی عبور افتد هر صفت که از وی عبره خواهد کرد از بیهمی یا سبعی بدان نوع حیوانی بیند از حیوانات مختلف. اگر خود را بران حیوان قادر و مستولی بیند عبور و استیلای اوست بران صفت و اگر خود را اسیر آن حیوان بیند یا ازان ترسان باشد نشان استیلا و غلبه آن صفت است بر نفس او.
💡 روش تهویه هوای شهر زیرزمینی نوشآباد از طریق کانالهایی بوده که در طبقه اول و به سطح زمین ایجاد شدهاست. چاههای مرتبط طبقهها، علاوه بر عملکرد عبور و مرور، باعث جریان یافتن هوا در طبقات پایین میشدهاست. این عمل در مورد چاههای قنات نیز مصداق دارد. شکل این راهروهای چاهی، به شکل حرف «ل» فارسی است و همین موضوع، باعث ایجاد اختلاف فشار هوا و رسیدن هوای تازه و اکسیژن به طبقههای زیرزمین میشود.