استعبار

لغت نامه دهخدا

استعبار. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) اشک فروآوردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). گریستن. اشک باریدن. جاری گردیدن اشک. ( منتهی الارب ). || اندوهناک شدن. ( منتهی الارب ). || خواب گزاردن بر کسی تا او تعبیر کند. خواب گزاردن بر کسی جهت تعبیر کردن وی. ( منتهی الارب ). خواب با کسی گفتن تا بگزارد. ( تاج المصادر بیهقی ).

جمله سازی با استعبار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پـس بـگـريـد بـر آنـچـه از او سـر زده از گناهان خود و حسرت و اندوه خود بر آنچه مىگذارد از دنياى خود در آن وقتى كه نفع ندهد او را گريه و استعبار و بهانه و اعتذار بهسـبـب هـول مـرگ و نـزول بـليـه، احاطه كرده است بر وى آفات و غم اندوه و هموم او و ازايـنـكـه هـيـچ معذرتى او را به كار نيايد در ياءس و اندوه و تحير است و او را از كربت وانـدوه و مـرگ هـيـچ چـيـز فـرجى نرساند و از آنچه در بيم حذر است ناصرى نباشد هماناخـوف مـرگ و وحـشت منيّت نفس او را مضطرب و جان او را از خوف و فزغ همى از حلقوم بهكام و از كام به حلقوم مى آورد.

معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز