تعبیر کردن

لغت نامه دهخدا

تعبیر کردن. [ ت َ ک َدَ ] ( مص مرکب ) بیان کردن به عبارت دیگر که واضح تر باشد. ( از ناظم الاطباء ). تأویل و تفسیر و شرح و بیان. || بیان کردن خواب. تفسیر کردن خواب. شرح رؤیا و خواب و خبر دادن از مراد آن:
خیال دولت تو هرکه بیند اندر خواب
معبرش همه نیک اختری کند تعبیر.امیرمعزی ( از آنندراج ).در خواب شوم روی تو تصویر کنم
بیدار شوم وصل تو تعبیر کنم.خاقانی.گر ندانید که تعبیر کنید آتش و آب
رمز تعبیر ز آیات و سور بگشائید.خاقانی.هرکه سر زلف تو در خواب دید
کافریش زلف تو تعبیر کرد.عطار.با دل بی خبر اظهار ندامت ز گناه
همچو خوابی است که در خواب کنی تعبیرش.صائب ( از آنندراج ).من یکی خواب پریشانم ولی ناگفتنی
جز خموشی کس نمی یابم که تعبیرم کند.منیر ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

بیان کردن بیان کردن خواب

جمله سازی با تعبیر کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برنیاید روغن از جوزی که بی مغز اوفتاد خواب های پوچ را تعبیر کردن مشکل است

💡 تعریف درون‌سازی: تأثیر یک رفتار شناختی یعنی از طرح واره‌های موجودمان برای تعبیر کردن دنیای بیرون استفاده کنیم.

💡 گفتگوی اهل غفلت قابل تأویل نیست خواب پای خفته را تعبیر کردن مشکل است

چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
الزبانیه یعنی چه؟
الزبانیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز