نمایان کردن
مترادفها
آشکار کردن، نشان دادن، جلوهگر کردن
متضادها
پنهان کردن، پوشاندن
لغت نامه دهخدا
نمایان کردن. [ ن ُ / ن ِ / ن َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ظاهرکردن. واضح و آشکار کردن. بیان کردن. روشن نمودن.
فرهنگ فارسی
ظاهر کردن. واضح و آشکار کردن. بیان کردن. روشن نمودن.
جمله سازی با نمایان کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در فصل یازدهم از کتاب بوشیدو، روح ژاپن آمدهاست که در بوشیدو برای اینکه صدای شکوه و شکایت از سامورایی بلند نشود، آموزش شجاعتی سخت و محکم انجام میشد که از طرف دیگر درس ادب نیز بود. نمایان کردن ناراحتی و رنج در ظاهر جایز نبود و از سامورایی خواسته میشد که لذت و آرامش دیگران را با این کار برهم نزند. یک سامورایی برای پیروزی بر دیگران و تسلط بر خویشتن، نباید احساساتش را بر چهره نمایان میکرد.
💡 در بسیاری از نمایشنامهها، استفاده صحیح از صنایع دستی ایرانی به منظور جلب توجه مخاطبان و نمایان کردن اصالت و فرهنگ ایرانی بسیار مهم است. بهویژه استفاده از صنایع دستی ارزشمندی که میتوانند دکوراسیون شیک و منحصر به فردی را به وجود بیاورند، بسیار جذاب است. مارسین یکی از شرکتهای برتر تولیدکنندهی صنایع دستی ایرانی مانند خاتمکاری، میناکاری، مس و... میباشد.
💡 استفاده از عناصر تزیینی و نمایان کردن هرچه بیشتر فوارهها و آبنماها در معماری باروک بسیار متداول بودهاست. بعدها اینگونه برخورد با آب و استفاده نمادین از مجسمهسازی در شهرسازی و میدانها باروک نیز مرسوم شدهاست. پیکرهسازان عصر باروک، بیشترین تلاش خود را به کار میبستند تا حرکت را در آثار خود بیافرینند.
💡 در متالوگرافی، زُدایش یک فنون شیمیایی است که برای نمایان کردن ریزساختار فلزات در مقیاس میکروسکوپی استفاده میشود. با مطالعه ویژگی و توزیع این ریزساختارها متالورژیستها قادر به توضیح خواص فیزیکی و عملکردی نمونه مورد بررسی میشوند.
💡 از قرن بیستم در شیمی از رادیکالها برای نمایان کردن گروهی از اتمها مانند گروههای فلزات و کربوکسیلها استفاده میشدهاست. اگرچه این گروهها قسمتی از مولکولهای بزرگتر بودند. به دنبال بازبینی که اخیراً در فرهنگ لغات انجام شد بخش بزرگی از مولکول امروزه به بخش وظیفه و جایگزینی تغییر نام یافت اگرچه ممکن است در لغتنامههای قدیمی به همان نام قبلی ذکر شود.