ابن علان
لغت نامه دهخدا
ابن علان. [اِ ن ُ ع َل ْ لا ] ( اِخ ) علی بن محمد علان بن ابراهیم بن محمد علان صدیقی فسائی شیرازی. یکی از اجداد او امام الدین علی بن مبارکشاه از مردم فسا ساکن شیراز و عالمی معروف بوده. ابن علان صاحب ترجمه بمکه معظمه بزاد و تا آخر عمر بدانجا بزیست. او را میان عرب شهرتی تمام بود و در حدیث و فقه و ادب مرجعیت داشت. بیش از پنجاه کتاب از تألیفات او برجای است، ازجمله تاریخ بنای کعبه که آنرا به نام سلطان مراد عثمانی کرده است.
ابن علان. [ اِ ن ُ ع َل ْ لا ] ( اِخ ) شهاب الدین احمد، عم علی بن محمد علان.
فرهنگ فارسی
شهاب الدین احمد عم علی بن محمد علان
جمله سازی با ابن علان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خلیفه، مقتدر عباسی، با شنیدن اخبار هارون بن غریب (پسردایی خود) را با لشکر بزرگی به همدان فرستاد و در اطراف شهر دو سپاه روبهرو قرار گرفته و در نبردی که روی داد مرداویج سپاه خلیفه را شکست داد. با این پیروزی مرداویج توانست به راحتی نواحی جبال منجمله کرمانشاه، لرستان، کردستان و پشتکوه را فتح کند. همچنین ابن علان قزوینی را در رأس سپاهی به دینور فرستاد و آن شهر توسط ابنعلان غارت و تسخیر شد. گزارشها حاکی از قتل هفده هزار دینوری در روز نخست حمله دارد. ابنعلان پس از دینور به حلوان لشکرکشی کرده و آنجا را نیز غارت کرد و سپس با غنائم و اسرا نزد مرداویج بازگشت. مسعودی تعداد اسرایی که سپاهیان از دینور با خود آوردند را بین پنجاه تا صد هزار نفر گزارش کرده. عدهای از اهالی دینور با روی سیاه کرده نزد خلیفه گریختند و کمک خواستند ولی نتیجهای نداشت.
💡 خلیفه، مقتدر عباسی، با شنیدن اخبار، هارون بن غریب (پسردایی خود) را با لشکر بزرگی به همدان فرستاد و در اطراف شهر دو سپاه روبهرو قرار گرفتند و در نبردی که روی داد مرداویج سپاه خلیفه را شکست داد. با این پیروزی، مرداویج توانست به راحتی نواحی جبال منجمله کرمانشاه، لرستان، کردستان و پشتکوه را فتح کند. همچنین ابن علان قزوینی را در رأس سپاهی به دینور فرستاد و آن شهر توسط ابنعلان غارت و تسخیر شد. گزارشها حاکی از قتل هفده هزار دینوری در روز نخست حمله دارد. ابنعلان پس از دینور به حلوان لشکرکشی و آنجا را نیز غارت کرد و سپس با غنائم و اسرا نزد مرداویج بازگشت. مسعودی تعداد اسیرانی را که سپاهیان از دینور با خود آوردند، بین پنجاه تا صد هزار نفر گزارش کردهاست. عدهای از اهالی دینور با روی سیاه کرده نزد خلیفه گریختند و کمک خواستند ولی نتیجهای نداشت.