لغت نامه دهخدا
ابن برهان. [ اِ ن ُ ب َ ] ( اِخ ) ابوالفتح احمدبن علی. وفات 520 هَ.ق. فقیه. شاگرد غزالی و ابوبکر چاچی و غیرهما. کتاب وجیزه در اصول فقه و نیز کتاب وصول الی الاصول تألیف اوست. چند روزی نیز در نظامیه تدریس کرده است.
ابن برهان. [ اِ ن ُ ب َ ] ( اِخ ) ابوالقاسم عبدالواحدبن علی بن عمران اسدی عکبری. وفات 456 هَ.ق. در تاریخ و ادب و لغت ماهر و در نجوم نیز دست داشت. پیوسته سربرهنه بود و با زهد و تقشف روزگار میگذرانید. در طبقات النحات از او حکایاتی نقل شده است.
ابن برهان. [ اِ ن ُ ب َ ] ( اِخ ) احمد. فقیه حنفی. متوفی 738 هَ.ق.