واژه «زُغلول» واژهای عربی است که در زبان فارسی و عربی معانی گوناگونی دارد و بیشتر برای اشاره به کودک، فرد سبکحرکت و چابک به کار میرود. یکی از مهمترین معناهای این واژه «طفل» و «کودک» است و در گفتار عربی گاهی برای پرسیدن حال فرزند کوچک یا کودک کسی از این واژه استفاده میشده است. «زغلول» در این معنا حالتی محبتآمیز و صمیمانه دارد و به خردسال یا کودک کمسن اشاره میکند. معنای دیگر این واژه، «سبک» و «چابک» بودن است و برای توصیف فردی به کار میرود که حرکات سریع، نرم و پرجنبوجوش داشته باشد. در برخی کاربردها، «زغلول» به مردی سبکرفتار یا سبکحرکت نیز گفته شده است، یعنی کسی که رفتار یا حرکت او سبک و تند باشد. جمع این واژه «زغالیل» است و در متون کهن عربی و فارسی به همین صورت آمده است. از نظر زبانی، این واژه بیشتر در ادبیات و فرهنگ عربی رواج داشته و سپس وارد برخی نوشتهها و فرهنگهای فارسی شده است. کاربرد «زغلول» برای کودک، نشاندهنده کوچکی، لطافت و ناتوانی سنین خردسالی است و در عین حال بار عاطفی و محبتآمیز نیز دارد. همچنین معنای چابکی و سبکی در این واژه، نوعی تحرک و نشاط را به ذهن میآورد و به فردی اشاره میکند که تند و سبک حرکت میکند. امروزه این واژه در زبان فارسی کاربرد روزمره فراوانی ندارد و بیشتر در متون قدیمی، فرهنگهای لغت و نوشتههای ادبی دیده میشود. در مجموع، «زغلول» واژهای عربی با معانی کودک، طفل، فرد سبکحرکت و چابک است که در متون کهن برای توصیف خردسالان یا افراد سبک و پرتحرک به کار میرفته است.
زغلول
لغت نامه دهخدا
زغلول. [ زُ ] ( ع ص، اِ ) مرد سبک. || کودک. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). یقال: کیف زغلولک؛ اذا سالوه ُ عن صغیره. ج، زغالیل. ( اقرب الموارد ). رجوع به زغالیل شود.
زغلول. [ زُ ] ( اِخ ) احمد فتحی پاشا ابن الشیخ ابراهیم زغلول. ازنوابغ مصر است در قضاء. وی به سال 1279 هَ. ق. در ابیان یکی از قرای مصر متولد شد. پدر و مادرش نخست او را فتح اﷲ صبری نام نهادند، پس از آن در مدرسه نامش به احمد فتحی تغییر کرد. وی ابتدا در مدارس مصر تحصیل کرد و سپس در فرانسه به تحصیل علم حقوق پرداخت، آنگاه به قاهره بازگشت و تا پایان عمر در مشاغل مختلف خدمت کرد و در سال 1332 هَ. ق.1914/ م. در قاهره درگذشت. او راست: المحامات فی الحقوق. شرح قانون مدنی. رسالة فی التزویر. التربیةالعامة. و همچنین ترجمه های زیر از فرانسه به عربی: اصول الشرائع لبنتام. خواطر و سوانح فی الاسلام. روح الاجتماع. سرتطور الامم. ( از اعلام زرکلی ج 1 ص 59 ). و رجوع به معجم المطبوعات شود.
فرهنگ عمید
۱. طفل، کودک.
۲. سبک و چابک.
فرهنگ فارسی
سعد زغلول پاشا (ف. ۱۳۴۶ ه.ق./ ۱۹۲۷ م. ) رجل سیاسی و رهبر آزادیخواهان و استقلال طلبان مصر که علیه استعمار و نفوذ انگلستان کوشید ( ۱۹۲۷ - ۱۹۱٠ م. ) و بارها تبعید شد. حزب وفد که زغلول تاسیس کرد پشتیبان وی بود. در سال ۱۹۲۴ طی انتخاب مجلس اکثریت نصیب حزب وفد گردید و زغلول بریاست وزرا منصوب شد و بانگلستان سفر کرد تا آن کشور را وادار بقبول استقلال مصر کند ولی نتیجه ای نگرفت و پس از باز گشت از ریاست دولت استعفائ داد ولی تا پایان عمر دست از مبارزه در راه هدف خود نکشید.
( صفت ) ۱ - طفل کودک. ۲ - سبک چابک جمع زغالیل.
احمد فتحی پاشا ابن ابراهیم زغلول از نوابغ مصر است در قضائ.
جمله سازی با زغلول
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سعد زغلول (۱۸۵۹–۱۹۲۷)، رهبر مصر و یکی از برجستهترین رهبران مصر در طول تاریخ این کشور بودهاست. او رهبر انقلاب ۱۹۱۹ و سپس رئیس دولت مصر بود و به عنوان نخست وزیر و رئیس ملت (۲۶ ژانویه ۱۹۲۴–۲۴ نوامبر ۱۹۲۴) خدمت کرد.
💡 جهاد جریشه (عربی: جهاد زغلول جريشة؛ زادهٔ ۲۹ فوریهٔ ۱۹۷۶) داور فوتبال اهل مصر است.