دهمی

مترادف‌ها

یک‌دهم، عشر

لغت نامه دهخدا

دهمی. [ دَ هَُ ] ( ص نسبی، اِ ) چیزی که در مرتبه دهم باشد. ( ناظم الاطباء ). دهمین و رجوع به دهم شود.

فرهنگ فارسی

پادشاه بنگال.
( صفت ) در مرحله دهم دهمی.

جمله سازی با دهمی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گیاه خارشتر درختچه یا بوته خاری است که در بیابان‌ها و دشت‌های کم ارتفاع ایران مانندتربت جام و گناباد و شهرستان کوهسرخ استان خراسان رضوی در روستای دهمیان، لرستان تبریز، زرند کرمان، یزد، اطراف قم و بوشهر به‌طور خودرو فراوان دیده می‌شود.

💡 در مسابقات قهرمانی ۲۰۰۶ اروپا با بهترین پرتاب به میزان ۶۱.۷۸ متر به مقام ششمی رسید. وی همچنین در مسابقات قهرمانی ۲۰۰۵ جهان به مقام دهمی رسید. وی در مسابقات قهرمانی ۲۰۰۷ جهان به رقابت پرداخت. در بازی‌های المپیک تابستانی ۲۰۰۸ وی به مرحله نهایی راه نیافت.

💡 این تیم در فصل ۸۶-۸۵ به عنوان دهمی این مسابقات دست پیدا کرد. این مسابقات با شرکت ۱۴ تیم برگزار گردید. که در انتها تیم فوتسال شن‌سا ساوه به مقام قهرمانی رسید.

💡 در دوران باستان، بسیاری از جوامع کشاورز بخشی از محصولات خود را تحت عنوان دهمی به عنوان مالیات به حاکمان وقت تقدیم می‌کردند.

💡 برخی از سنت‌های مذهبی قدیمی بر پایه پرداخت دهمی از درآمدهای سالانه به نهادهای خیریه یا معابد برای کمک به نیازمندان بنا شده‌اند.

💡 سیستم مالیاتی دهمی در گذشته‌های دور، راهی برای تأمین هزینه‌های جنگ و نگهداری از ارتش‌های بزرگ در امپراتوری‌های قدیمی محسوب می‌شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران