جاندانه

لغت نامه دهخدا

جاندانه.[ دا ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) از پیش سر جائی را گویند که در کودکی نرم و جهنده میباشد. و بعربی یافوخ گویند. ( برهان ) ( آنندراج ). در لهجه شیرازی یافوح، ملاج. موضعی در قسمت قدّامی سر کودکان که از هنگام ولادت تایکسالگی بکلی نرم است. ( از اختیارات بدیعی در شرح لغت لادن ). شیردان. این کلمه در تداول مردم خراسان ( گناباد ) شایع است. نَمَغَه. نَبّاعَه. وَبّاعَه. رَمّاعَه. لَمّاعَه. لامِعَه. دُمّاع. ( از منتهی الارب ). || در سامانی به معنی دماغ گفته و معنی ترکیبی محل جان، چه دماغ محل روح نفسانی است. ( رشیدی ).

فرهنگ معین

(نِ ) (اِ. ) آن بخش از جمجمه که در کودکی نرم است.

فرهنگ عمید

=ملاج

فرهنگ فارسی

پیش سر، قسمت جلوسرکودک، جائی ازجمجمه
( اسم ) جایی از پیش سرکه در کودکی نرم و جهنده باشد یافوخ.

ویکی واژه

آن بخش از جمجمه که در کودکی نرم

جمله سازی با جاندانه

💡 به این خاطر که در کودکان ناحیه جلوسر هنوز سفت نشده و با نام ملاج یا جاندانه شناخته می‌شود به نوک سر کودکان، ملاج پیشانی، ملاج قدامی، جلوسَر یا جاندانه پیشین گفته می‌شود.