تندید

لغت نامه دهخدا

تندید. [ ت َ ] ( ع مص ) کسی را به بدی معروف کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). آشکار کردن عیبهای کسی را و بد شنوانیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || پراکنده کردن شتران را.( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || شهرت دادن و شایع کردن چیزی در میان مردم. ( از اقرب الموارد ). || آواز بلند برداشتن. ( تاج المصادر بیهقی ). بلند کردن صدا. ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با تندید

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نهنکال تندید کو را شمرد به زشتی سپهدار را نام برد

💡 چو آن دید تندید و برجست سخت بخندید از جا چو شاخ درخت

💡 بگفت و ز جا جست و تندید سخت بدو گفت کای سام شوریده‌بخت

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز