بسو. [ ] ( اِخ ) برسو. چمن زاری به حومه اشرف. رجوع به ترجمه سفرنامه مازندران و استرآباد، رابینو،چ 1336 هَ. ش. بنگاه ترجمه و نشر کتاب ص 93 شود.
بسو. [ ] ( اِ ) از رموز جداولی است که هندیان در حل زیجها بکار می برند. رجوع به ماللهند ص 86 س 13 شود.
از رموز جداولی است که هندیان در حل زیجها بکار می بردند.
بسو ( به اسپانیایی: Bozoó ) یک شهرستان در اسپانیا است.
بسو (کمون). بسو ( به فرانسوی: Bassu ) یک کمون ( فرانسه ) در فرانسه است که در canton of Heiltz - le - Maurupt واقع شده است. بسو ۱۰٫۲۹ کیلومتر مربع مساحت دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون باز نگردی بسوی موسی و هارون یکره نشوی سیر ز فرعون و ز هامان
💡 ایتالیا هر چند که از مبارزه پیروز خارج شده بود، اما از دیدگاه اقتصادی زیر بار فشارهای وارده، دچار چنان آشفتگیهایی گردیده بود که دولتهای وقت آن زمان توان هدایت آن را بسوی دست آوردههای مثبت نداشتند.
💡 باد این خبر بسوی حرم برد در نهفت اصغر بگاهواره فغان برکشید و گفت
💡 نکوتر آن که بتازید چست و چابک و جلد بسوی خانه سالار این سپاه مگر
💡 از دقت در این واژهها به معنای مشترکی میرسیم که اشاره به راه و روش دارد که نهانجویان آن را بسوی کمال و بینهایت میدانند.