لغت نامه دهخدا
( تبعاً ) تبعاً. [ ت َ ب َ عَن ْ ] ( ع ق ) بالتبع. ( فرهنگ نظام ). || تبع تبعاً؛ پیرو و تابع بودن. ( فرهنگ نظام ).
( تبعاً ) تبعاً. [ ت َ ب َ عَن ْ ] ( ع ق ) بالتبع. ( فرهنگ نظام ). || تبع تبعاً؛ پیرو و تابع بودن. ( فرهنگ نظام ).
بالتبع پیرو و تابع بودن
[ویکی الکتاب] معنی تَبَعاً: پیروان جمع تابع
ریشه کلمه:
تبع (۱۷۴ بار)
«تَبَعاً» جمع «تابع» است، و بعضی احتمال داده اند «مصدر» باشد و اطلاق مصدر بر اشخاصی که موصوف به صفتی هستند، معمول است یعنی ما عین تبعیت برای شما بودیم!
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اقول: ليس المراد ذلك بل المراد ان المراد ان القابليات لما كانت بالفيض الاقدس فىالنشاة العلمية كما قال الشيخ: ((و القابل من فيضه الاقدس )) كان الاذن فى تلك اذناذاتيا قديما تبعا للتجلى اللذاتى القديم و اما الوجود المفاض بالفيض المقدس علىالاعيان فى النشاءة العينية فعارض حادث فالاذن عرض حادث تابع، و الفرق بين ماذكرنا و بين افاد شيخنا - دام ظلة - واضح كما لايخفى .(120)
💡 تبعا لما جئت به: (هيچيك از شما به حقيقت ايمان نمى رسد مگر زمانى كه خواست اوتابع آنچه من از سوى خدا آورده ام باشد)!.
💡 و تبعا مجازات هر دوی آنها با بیرون رانده شدن از بهشت مساوی بود.
💡 روايـتـى كـه از پـيـامـبـر (صـلى اللّه عـليـه و آله و سـلّم )نـقـل شـده نيز شاهد اين معنى است در اين روايت مى خوانيم كه فرمود: لا تسبوا تبعا فانهكان قد اسلم: (به (تبع ) بد نگوئيد چرا كه او اسلام آورد).