گریبان گرفتن

لغت نامه دهخدا

گریبان گرفتن. [ گ ِ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) به گریبان چسبیدن. یخه کسی راگرفتن. گلاویز شدن برای نبرد یا کشتی: تلبیب؛ گریبان گرفتن و کشیدن در خصومت. ( منتهی الارب ):
بنزد هجیر آمد از دشت کین
گریبانش بگرفت و زد بر زمین.فردوسی.خنده از بی خردی خیزد چون خندم
چون خرد سخت گرفته ست گریبانم.ناصرخسرو.چو نتوان گرفتن گریبان جنگ
سوی دامن آشتی یاز چنگ.اسدی.مؤذن گریبان گرفتش که هین
سگ و مسجد ای فارغ از عقل و دین.سعدی ( بوستان ).شنیدم که فرزانه ای حق پرست
گریبان گرفتش یکی رند مست.سعدی ( بوستان ).نگیرد هیچکس در دامن محشر گریبانت
اگر دامان خود را جمعسازی غنچه وار اینجا.صائب. || به گریبان چسبیدن بخاطر معذرت و استغفار. ( از آنندراج ):
اجل به عجز گریبان گرفته میگردد
به صیدگاه نگاهی که من شکار شدم.حیاتی گیلانی ( از آنندراج ).رجوع به گریبان شود. || غالب شدن. فروگرفتن: سیم روز خوابش گریبان گرفت و در آب انداخت. ( گلستان ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) گریبان گرفتن کسی را. بگریبان چسبیدن گلاویز شدن با کسی برای جنگ یا کشتی: بنزد هجیر آمد از دشت کین گریبانش بگرفت و زد بر زمین.

جمله سازی با گریبان گرفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در ۱۹۰۷ اولین موج آشفتگی و رکود گریبان‌گیر وال استریت و بورس نیویورک شد. همزمانی این موج با رکود اقتصادی ایالات متحده آمریکا و کاهش ۵۰ درصدی شاخص سهام بازار بورس نیویورک باعث هجوم مردم و سرمایه‌گذاران برای پس گرفتن سرمایه‌های خود از بانک‌ها و مؤسسات مالی شد. سرانجام بخشی از این موج به ایالت‌های دیگر آمریکا منتقل شد و بسیاری از بانک‌های بزرگ آمریکا اعلام ورشکستگی کردند. بسیاری معتقدند کنترل این موج و برگرداندن اعتماد مردم و سرمایه‌گذاران به وال استریت توسط سرمایه‌گذاری به نام جی‌پی مورگان صورت گرفت.

💡 علاوه بر پراکندگی نیروها، یگان‌های ورماخت، با وجود در اولویت قرار گرفتن خطوط ریلی و ترابری موتوری برای گروه‌های زرهی، با فاصله تا بیش از ۴۰۰ کیلومتری از انبارهای تدارکاتی، با مشکلات قابل توجهی در زمینه تأمین تدارکات کافی در پشتیبانی از آن‌ها نیز دست به گریبان بودند.