لغت نامه دهخدا
کره گه. [ ک ُ رَ گ َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کاکاوند بخش دلفان شهرستان خرم آباد. سردسیر است و 180 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
کره گه. [ ک ُ رَ گ َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کاکاوند بخش دلفان شهرستان خرم آباد. سردسیر است و 180 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این استدلال همچنین اغلب به مجموعهای از بحرانهایی اشاره میکند که در اوایل دهه ۱۹۹۰ برای کره شمالی اتفاق افتاد که با سقوط متحد دیرینه آن اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ و به دنبال آن مرگ کیم ایل سونگ در ۱۹۹۴، چندین بلای طبیعی، قحطی و بحران اقتصادی کره شمالی آغاز شد. اینها همچنین میتوانست بهعنوان انگیزهای برای یک روش جدید تثبیت قدرت باشد.
💡 ماگو (به کرهای: 마고 یا: 麻姑) تصمیم گرفت که با یول- ریئو بماند، و بدینسان بدنهای آنان به جهان تبدیل گردیدند، و مردمان آسمانی، تمامی موجودات زنده را، از دژ آسمانی خود، که به نام قلعه یا دژ ماگو یا ماگوسئونگ (به کرهای: 마고성 یا: 麻姑 城) نامیده میشود، به افتخار این الهه اداره میکنند.