پر اندوهی

لغت نامه دهخدا

پراندوهی. [ پ ُ اَ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی پراندوه.

فرهنگ فارسی

حالت و چگونگی پر اندوه

جمله سازی با پر اندوهی

💡 و گفت: در جوانمردان اندوهی بود که بهر دو جهان درنگنجد و آن اندوه آنست که خداوند تا او را یاد کنند و بسزای او نتوانند.

💡 از دور چادر بزرگ سفید درپوش پدرم را که در میان دشت برافراشته بود، دیدم و اندوهی جان‌کاه به من دست داد و کوهی از غم بر دلم نشست.

💡 کم نشد از گریه اندوهی که در دل داشتم پاک نتوان کرد با دامان تر آیینه را

💡 خوشا جانی که اندوهی فرو گیرد سراپایش ز نومیدی توان پرسید لطف انتظار ما

💡 پس از عمل دو روزی حالش بهترشد ولی شب دوم به ناگاه درگذشت و اندوهی بزرگ گریبان کسروی را گرفت..

💡 6- ناله ام بلند شد و اندوهی بی پایان وجودم را فراگرفت و اشکهایم سیل به دامانم بستند.

نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز