مدحت گویی

لغت نامه دهخدا

مدحت گویی. [ م ِ ح َ ] ( حامص مرکب ) مداحی. مدح. مدیحه سرایی. عمل مدحتگو. رجوع به مدحت گو شود.

فرهنگ فارسی

مداحی

جمله سازی با مدحت گویی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بلبل آغاز کرده مدحت گل راست گویی منم ثناگر حسن

💡 وانجا که در معانی مدحت بکاومش گویی جهازخانهٔ دریا و معدنست

💡 ای سنایی چند گویی مدحت روی نکو بس کن اکنون دست اندر رحمت جبار زن

💡 ای سخندان تو اگر مدحت شه گویی امید جز به داننده اسرار مکن گو نکنم

💡 چو انشا کنم مدحتی گویی احسنت چو پیدا کنم حاجتی گویی آری

تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز