قامه لت
لغت نامه دهخدا
قامه لت. [ م ِ ل ِ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از بخش قلعه زراس شهرستان اهواز. در 9هزارگزی باختری قلعه زراس واقع است. 30 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
فرهنگ فارسی
ده کوچکی است از بخش قلعه زراس شهرستان اهواز و در ۹ هزار گزی باختری قلعه زراس واقع است ۳٠ تن سکنه دارد.
جمله سازی با قامه لت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فرمود: هر شخصى نسبت به مركب سوارى، و فرشمنزل خود و برگزارى نماز در آن از ديگرى در اءُلويّت است مگر آنكه ديگرى امام جماعتباشد و بخواهد نماز جماعت را إ قامه نمايد نباشد.
💡 بعضى خواسته اند از اين اشكال پاسخ دهند به اينكه: (منظور پروردگارى است كهبرهان مزبور را بر وجودش ا قامه كردم، و مسلم شد كه او پروردگار شما است ) ليكناين پاسخ هيچ دليلى ندارد، و تقييدى است بدون مقيد.
💡 پدال یا رکاب یکی از قطعههای دوچرخه است که با فشار پنجهٔ پای دوچرخهسوار به آن، چرخ حرکت میکند. پدال با ایجاد ارتباط بین پای دوچرخهسوار و طبق قامه، باعث چرخش توپی تنه، حرکت زنجیر و چرخش چرخهای دوچرخه میشود. پدال دوچرخه معمولاً یک محور دارد که به انتهای اهرم پدال (قامه) وصل شدهاست و بدنهای که کفش دوچرخه سوار روی آن قرار میگیرد.
💡 خواریست و بندگیست پس آنگه شهنشهیست اندر نماز قامه بود آنگهی قعود