عرق پوش

لغت نامه دهخدا

عرق پوش. [ ع َ رَ ] ( ن مف مرکب ) پوشیده از عرق. پوشیده از خوی. آلوده به عرق:
شبنم غصه تراود ز رگ و ریشه گل
صبح از نشئه می چهره عرق پوش مکن.علی خراسانی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

پوشیده از عرق پوشیده از خوی

جمله سازی با عرق پوش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از آن شود ز عرق جامه پوش در حمام که پای تو بسر آن شوخ سیم تن شرم است

سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز