صح گذاشتن

لغت نامه دهخدا

صح گذاشتن. [ ص َ ح َ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) رجوع به «صَح » شود.

جمله سازی با صح گذاشتن

💡 فسق عارفان فرا گذاشتن گوش و چشم و زبان بود به اسباب دنیا و منافع آن، و خیانت محبان اختیار هواء ایشان بود بر رضاءحق تعالی بدانچه پیش آید،

💡 مگذار ضایع ام که بسی در به مدح تو در گوش روزگار بخواهم گذاشتن

💡 غیر از تو کیست آنکه تواند گذاشتن بر دوش سرور دو سراپای عرش سا؟

💡 زبهر آنکه در آن فصل راه دور و دراز به ناتوانی و پیری‌ گذاشتن نتوان

💡 بالاخره، طرز فرمانروایی و ادارهٔ کشور و مختار گذاشتن هرشهری در کار خود و تعیین حدود و اختیاراتی برای آن نیز از میراث روم است که به کشورهای مغرب زمین رسید و اکنون در بیشتر آن‌ها، مانند انگلستان و ایالات متحده آمریکا، معمول و متداول است.

💡 کاربران برای ادامه صحبت می‌توانند در مورد پست‌های دیگران با گذاشتن نظر در زیر پست‌های آنان اظهار نظر کنند.

کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
شکوه یعنی چه؟
شکوه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز