سل دوش

لغت نامه دهخدا

سل دوش. [ س ُ ] ( اِ مرکب ) مقابل ساق دوش. شاه بالا که بجانب چپ ایستد، آنکه در سمت چپ داماد یا عروس ایستد. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

مقابل ساق دوش. شاه بالا که بجانب چپ ایستد.

جمله سازی با سل دوش

💡 1- انسان ها همه در يك سطح نيستند و خداى حكيم، بعضى را برگزيده است تا مسئوليّت سنگين رسالت را بر دوش آنان بگذارد. (انّ اللّه اصطفى )

💡 باز به همان بادها دستور ميدهد ابرها را بر دوش خودحمل كنند و به سوى بيابانهاى مرده گسيل دارند، تا قطرات زنده كننده باران از آنهاسرازير گردد.

💡 دوش رفتم به چمن از هوس بلبل و گل این یکی جامه‌دران دیدم و آن نعره‌زنان

💡 در چمن بود قیامت ز فغان دوش سلیم بلبلان را چه گنه، باعث این من بودم

💡 این قوانین مصونیت برای نجات‌یافتگان را فراهم می‌کند و بار اثبات را از دوش فرد برمی‌دارد.

💡 عزیزی گفت با من دوش کای سلطان سوداگر چرا با این قدر سامان به جنت متهم باشد

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
بررسی یعنی چه؟
بررسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز