ده لولو

لغت نامه دهخدا

ده لولو. [ دِه ْ ل ُ ل ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان درختنگان بخش مرکزی شهرستان کرمان. واقع در 33هزارگزی شمال خاوری کرمان. سکنه آن 450 تن. آب آن ازقنات تأمین می شود. ( ازفرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

دانشنامه عمومی

دهو، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان کرمان در استان کرمان ایران است.
این روستا در دهستان درختنگان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۰۷ نفر ( ۸۳خانوار ) بوده است.

جمله سازی با ده لولو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گرچه دریا عاجزست از آمدن بر دست ابر رشتهٔ لولو فرستد پیش تخت شهریار

💡 چرخ پیروزه وش حلقه صفت چون لولو حلقه در گوش، کمین هندوی لالای تو باد

💡 نگون سر شاخهای سبزه گویی در همی جنبد ز بس کابر در افشان لولوی غلتان همی بارد

💡 از فیلم‌ها یا برنامه‌های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته‌است می‌توان به اینجا باید همان‌جا باشد، لولو روی پل اشاره کرد.

💡 و دور آن بهشتيان، پسرانى زيبا كه تا ابد نوجوانند و خوش سيما به خدمت مى گروندكه وقتى در آنها بنگرى (از فرط صفا) گمان برى كه لولو پراكنده اند (19).

💡 خاک درگاهش چو عقد گلستان از باد صبح آتش اندر آبروی لولوی مکنون زده است