لغت نامه دهخدا
خوش راهی. [ خوَش ْ / خُش ْ ] ( حامص مرکب ) خوش رفتاری در اسب و چارپا. راهواری. غیرحرونی. غیرسرکشی با تندروی.
خوش راهی. [ خوَش ْ / خُش ْ ] ( حامص مرکب ) خوش رفتاری در اسب و چارپا. راهواری. غیرحرونی. غیرسرکشی با تندروی.
خوش رفتاری در اسب و چارپا راهواری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وی میگوید که ترجیح میدهد به روزهای خوش گذشته برگردد و این که «بنیانگذاران علوم نوین در قرن هفدهم میلادی، از جمله گالیله، نیوتن، دکارت، لایبنیتس، بویل و جان ری، همه دیندار بودند. برای آنان، کشف شگفتیهای جهان از طریق علم، راهی برای بزرگداشت خداوند بودهاست.»
💡 سخنهای خوش از هر رسم و راهی بگفتم سالی و نشنید ماهی
💡 پردهٔ عشاق راهی خوش بود راه ما در پردهٔ عشاق زن