جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در آخرین سالهای حکومت خواجه علی مؤید، آخرین امیر سربداران، مسئله اختلاف خواجه علی مؤید با امیر ولی استرآبادی است. احتمالاً در اواسط سال ۷۶۰ ه.ق و ۷۷۰ ه.ق یک سری تغییرات در مرزهای غربی سربداران صورت گرفته است که با مطالعه روی سکههای این دوره بدان دست پیدا کردهاند. سکههای امیر ولی استرآبادی در استرآباد در سالهای ۷۵۷، ۷۶۴، ۷۶۳ ه.ق و سکههای سمنان در سالهای ۷۶۸، ۷۶۷، ۷۶۶ ه.ق قیام امیر ولی استرآبادی را در این سالها نشان میدهد. یک حمله از طرف امیر ولی استرآبادی و پیر علی باعث عقبنشینی علی مؤید به سبزوار شده، و حکومت او محدود شده است. امیر ولی استرآبادی سبزوار را نیز محاصره کرد. احتمالاً منطقه ترشیز در این گیر و دار به دست امیر ولی استرآبادی افتاده است؛ زیرا جان ماسون اسمیت در این که سربداران در زمان حملات امیر ولی استرآبادی جنوب ترشیز را در دست داشتهاند شک میکند و این تصور که ترشیز را امیر ولی استرآبادی گرفته باشد را عنوان میکند.
💡 تا کی ز غم سود و زیان رنجه توان برد ای خواجه بیا ساغر می گیر و بیاسا