تنخواه دار

لغت نامه دهخدا

تنخواه دار. [ ت َ خوا / خا ] ( نف مرکب ) آنکه مواجب می گیرد و برات دارد. ( ناظم الاطباء ). دارنده تنخواه. رجوع به تنخواه و دیگر ترکیبهای این کلمه شود.

فرهنگ عمید

۱. کسی که برات و حواله در دست دارد.
۲. آن که مستمری و مواجب می گیرد.

فرهنگ فارسی

آن که مواجب می گیرد و برات دارد. دارنده تنخواه.

جمله سازی با تنخواه دار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دل را به غم عشق مده مفت سلیما داغی تو هم ای سوخته تنخواه نگه دار

💡 دفتر تنخواه گردان جهت ثبت و نگهداری سابقه ای از خریدهای نقدی جزئی و قبل از انتقال آنها به دفاتر اصلی استفاده می‌گردد و توسط یک مسئول صندوق یا کمک صندوقدار نگهداری می‌شود. نگهداری این نوع از دفترهای نقدی معمولاً از روش علی‌الحساب یا مساعده استفاده می‌شود و طی آن مبلغ مشخصی توسط صندوقدار ارشد در اختیار مسئول تنخواه گردان قرار می‌گیرد. این وجه نقد برای مخارج جزئی از جمله پذیرایی و مهمان نوازی، خرید لوازم التحریر جزئی، هزینه‌های پستی موردی و غیره تأمین می‌شود و به صورت دوره ای، صورت هزینه‌های تنخواه گردان به صندوق دار ارشد ارائه و مبلغ تنخواه تسویه می‌گردد. همچنین مانده حساب تنخواه گردان در زمره دارایی‌های جاری طبقه‌بندی می‌گردد.